عالیه چنگیزی، پژوهشگر حوزه محیط زیست و اکولوژیست در یادداشتی نوشت: اواخر دهه هشتاد بود، سالهای آغازین فعالیتم در ادارهکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان و به همراه استاد گرانقدرم، آقای اردشیر امینی یک پرنده شناس حرفهای؛ مردی که زیستگاه به زیستگاه، از تالابهای شمالی تا آبگیرهای جنوبی استان، مرا با دنیای شگفتانگیز پرندگان آشنا کرد. آن روزها، آموزش تنها محدود به شناسایی گونهها نبود؛ بلکه یاد میگرفتم چگونه به رفتار، انتخاب زیستگاه، الگوهای تغذیه و ارتباط پرندگان با محیط پیرامونشان نیز با دقت بنگرم. در خلال این بازدیدهای میدانی، همواره پرسشی ذهنم را به خود مشغول میکرد: چرا یک گونه مشخص پرنده در تالاب شیمبار، در شمال خوزستان، رفتاری متفاوت از همان گونه در تالابها و آبگیرهای جنوب استان خوزستان نشان میدهد؟ چرا محلهای انتخابی برای استراحت، نشستن یا تغذیه در هر زیستگاه متفاوت است، در حالی که گونه مورد نظر یکسان است؟ پاسخ این پرسش را باید در مفاهیم بنیادین بومشناسی جستوجو کرد. هرگونه جانوری، اگرچه دارای ویژگیهای ژنتیکی نسبتاً ثابتی است، اما رفتار آن تحت تأثیر مجموعهای از عوامل محیطی شکل میگیرد. این پدیده که در اکولوژی با عنوان انعطافپذیری رفتاری (Behavioral Plasticity) شناخته میشود، به موجود زنده اجازه میدهد تا خود را با شرایط متفاوت محیطی سازگار سازد.
برای مثال، تالاب شیمبار با پوشش جنگلی غالب بلوط، توپوگرافی کوهستانی، دمای معتدلتر، تراکم بالاتر درختان و حضور گونههای خاص شکارچی، شرایطی کاملاً متفاوت از تالابهای جلگهای جنوب خوزستان دارد. در چنین محیطی، پرندگان ممکن است برای کاهش خطر شکار شدن، صرفهجویی در انرژی، دسترسی بهتر به منابع غذایی یا بهرهگیری از شرایط مناسبتر ریزاقلیم (Microclimate)، محلهای متفاوتی را برای نشستن، آشیانهسازی یا استراحت انتخاب کنند. از سوی دیگر، مفهوم کُنام اکولوژیک (Ecological Niche) نیز در این تفاوتها نقش کلیدی دارد. کُنام اکولوژیک تنها به محل زندگی یک گونه محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از روابط آن گونه با عوامل زنده و غیرزنده محیط، شامل نوع غذا، ساعات فعالیت، نحوه استفاده از فضا، رقابت با سایر گونهها و حتی راهبردهای اجتناب از شکارچیان را دربر میگیرد. بنابراین، یک گونه واحد میتواند در زیستگاههای مختلف، کُنامهای رفتاری متفاوتی از خود بروز دهد.
امروزه بیش از هر زمان دیگری باور دارم که «پرندهنگری» صرفاً مشاهده و فهرستبرداری از گونهها نیست؛ بلکه تلاشی است برای درک پیوندهای پیچیده میان جانداران و محیط زندگیشان. هر زیستگاه، حتی برای یک گونه یکسان، داستانی متفاوت روایت میکند و همین تفاوتهاست که مطالعه پرندگان را به دانشی پویا، عمیق و پایانناپذیر تبدیل کرده است.
«بومپرندهنگری» مفهومی است که بر مطالعه و مشاهده پرندگان در چارچوب کُنام (Niche) اکولوژیک و پیوندهای اکوسیستمی آنها تأکید دارد. در این رویکرد، پرنده صرفاً یک گونه برای ثبت و شناسایی نیست، بلکه جزئی از یک شبکه پیچیده از روابط زیستی و غیرزیستی محسوب میشود.
برای مثال، مشاهده یک ماهیخورک سینهسفید تنها به شناسایی نام گونه محدود نمی شود؛ بلکه پرسشهای مهمتری مطرح میشود: این پرنده در چه زیستگاهی حضور دارد؟ چه منابع غذایی در اختیار دارد؟ چه نقشی در کنترل جمعیت طعمهها ایفا میکند؟ چگونه تغییرات سطح آب، پوشش گیاهی، آلودگی یا دخالتهای انسانی بر رفتار و بقای آن اثر میگذارد؟ در بوم پرندهنگری، هر مشاهده میتواند دریچه ای برای درک روابط اکولوژیک باشد؛ از شبکههای غذایی و رقابت بین گونهها گرفته تا رفتارهای فرصتطلبانه، مهاجرت، انتخاب زیستگاه و اثر عوامل غیر زندهای مانند دما، رطوبت، توپوگرافی و اقلیم.
این رویکرد دارای ظرفیتهای اجرایی قابل توجهی نیز هست. گنجاندن اصول بومپرندهنگری در برنامههای طبیعتگردی، اردوهای دانشآموزی، آموزش جوامع محلی و دورههای تربیت راهنمایان طبیعت میتواند به ارتقای سواد محیطزیستی جامعه کمک کند و چنین نگاهی سبب میشود شرکتکنندگان از یک مشاهدهگر صرف به تحلیلگر فرآیندهای طبیعی تبدیل شوند و کوچکترین تغییر محیطی آنها را به یک مطالبهگر زیست محیطی تبدیل کند.
از سوی دیگر، بومپرندهنگری میتواند به عنوان ابزاری مؤثر در پایش تنوع زیستی و مدیریت مناطق طبیعی مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا ثبت همزمان رفتار پرندگان، شرایط زیستگاه و عوامل محیطی، دادههای ارزشمندی را برای پژوهشگران و مدیران محیط زیست برای تصمیمگیریهای منطقهای و ملی فراهم میکند.
انتهای پیام/
نظر شما